جوک های خنده دار سری (1) جدید

جوک های خنده دار سری (1) جدید

جستجو

  • بخش : متن و اس ام اس جوک خنده دار ارسال :تاريخ: دوشنبه 08 بهمن 1397
  • جوک های خنده دار سری (1) جدید
    يه نفر يه خدمتكار هندي اورد واسه زنش و خواست زنشو اذيت كنه 
    به زنش گفت دقت كردي هرجا ميرم خدمتكاره مياد دنبالم؟😜
    .
    .
    .
    .
    زنش ميگه بله چون هندي ها گاو پرستن😐
    .
    ميگن ابليس از بس خنديده سكته کرده😂
     
    .................................
     
    ‏یبارم به یه دختره پیشنهاد ازدواج دادم
    گفت:
    .
    الان نامزد دارم ولی نهایتا ً تا 2-3 ماه
    .
    دیگه سینگل میشم برا اون موقع خوبه؟
    .
    انگار داره نوبت دکتر میده😐😂😂
     
    .................................
     
    پادشاه راگفتند شخصی در روستا شباهت زیادی به شما دارد...
    دستور داد که او را حاضر کنند...
    او را اوردند...
    .
    .
    .
    شاه با تمسخراز اوپرسید:
    با این شباهت زیاد آیا مادرت درکاخ پدرم کنیز بوده؟
    .
    گفت خیر،اما پدرم باغبان کاخ مادرتان بوده !!!! 😄😂😂
     
    .................................
     
    تو یخچال ما تنها ظرفی که صادقه ظرف پنیره…😂
    در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره
    .
    .
    .
    ظرف حلوا شکری رو باز میکنیم توش پیاز داغه😐
    .
    شیشه مربا رو باز میکنیم توش رب گوجست🙁
    .
    بطری نوشابه رو باز میکنی توش عرق نعناس😳
    .
    بد زمونه ای شده
     
    .................................
     
    رو كيك تولد یه بچه عكسشو زده بودن بچه كلي ذوق داشت چرخ ميزد دور خونه از همه مهمونا ميپرسيد شما كجاي منو خوردي؟
     
    .................................
     
    ﻃﺮﺯ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ: ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﮔﻠﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺫﻏﺎﻟﺸﻮ ﮐﻢ ﮐﻦ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﺍﻩ ﭼﺮﺍ ﮐﺎﻡ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﺫﻏﺎﻟﺶ ﮐﻤﻪ، ﺑﺬﺍﺭ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻭﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﭼﻘﺪ ﺗﻨﺪﻩ! ﺑﮕﻮ ﺑﯿﺎﺩ ﻋﻮﺿﺶ ﮐﻨﻪ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻟﻪ ﺍﺻﻦ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮑﺶ ﺑﺎﺑﺎ 
    .
    .
    .
    .
    ﻃﺮﺯ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﭘﺴﺮ ﻫﺎ: ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ
     
    .................................
     
    دیدم تو چشمای بابام اشک جمع شده، بغلش کردمو با دستمال اشکاشو پاک کردم...گفتم: فدات بشم، نبینم غمتو...
    .
    .
    .
    .
    .
    محکم خوابوند تو گوشم، گفت: بیشعور قطره ریخته بودم تو چشام، چرا پاک کردی😐
     
    .................................
     
    ‏معمولا توی هر اداره ای که میری دو تا کارمند دارن پشت سر یه کارمند دیگه غیبت میکنن.
    .
    اگه میخوای کارتو راه بندازن بپر وسط حرفشون بگو؛ عه، ایشون که فامیل منه.
    حتی چایی هم برات میارن.
     
    .................................

     

    ارسال نظر برای این مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    موسسه بیماری های پوستی خاص

    موسسه بیماری های پوستی خاص